[Farsi>English] My great uncle wrote a poem about my Grandma (she passed away last October. Can anyone translate this for me?

Translated [FA]

خواهر خواهري داشتم لطيف همچو نسيم خانه اش روح مجسّم پر شميم در محبت شهره بود و هم وفا در سخن سنجيدگو و با حيا خوش لباس و خوش تماس و مهربان خانه اش منزلگه پير و جوان در كنار همسرش شاد و صبور هردو راضي خالي از فخر و غرور سعي او صرفاً اطاعت بود و بس از خدا انديشه ميكرد ني ز كَس هردو در سالهاي سخت انقلاب مبتلاي حبس و زندان و عذاب رفت ازين دنيا بسوي سرنوشت جايگاهش بس رفيع است در بهشت آن بهشتي را كه حق خواهد رضاست آن فقط عين رضاي كبرياست

Posted Feb 12, 2023, 7:52 AM UTC

4011
Loading comments…